حسن سيد اشرفى

550

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

« مضروب » يعنى ذاتى كه متلبّس به مبدأ « ضرب » بوده ولى تلبّسش به اين نحو است كه ضرب بر او واقع شده است . و در صورت اسم مكان بودن نيز تلبسش به نحو وقوعى است ولى وقوع در آن و نه برآن . مثلا « مقتل » يعنى متلبّس به مبدأ قتل ولى تلبّسش به اين نحو بوده كه مبدأ يعنى قتل در آن واقع شده است . ت : تلبّس به نحو انتزاع مبدأ از ذات باشد به حسب مفهوم با متّحد بودن مبدأ با ذات در عالم خارج . مثل صفات بارىتعالى كه چند لحظه پيش گذشت مبنى بر اينكه اين‌گونه صفات اگرچه از مقام ذات منتزع مىشوند ولى داراى وجود خارجى مىباشند . مثلا وقتى گفته مىشود : « اللّه عالم » هرچند مفهوم « عالم » از ذات بارىتعالى منتزع مىشود ولى « علم » نيز وجود خارجى دارد . ج : تلبّس به نحو انتزاع مبدأ از ذات بوده ولى براى آن صفت ، وجود خارجى به غير از ذات نمىباشد . مثلا وقتى گفته مىشود « زيد زوج » يا « زيد مالك » در اينجا « زوجيّت » و « ملكيّت » از ذات و مقام ذات منتزع مىشود ولى حقيت خارجى ندارد بلكه آنچه حقيقت دارد همان ذات است . بنابراين ، ابوّت ، اخوّت ، زوجيّت و ملكيّت اوصافى هستند كه حقيقت خارجى ندارند بلكه از مقام ذات منتزع مىشوند و اين‌گونه نيست كه در خارج چيزى به ازاء اين اوصاف وجود داشته باشد . 494 - منظور مصنّف از « خارج محمول » و « محمول بالضّميمة » چيست ؟ ( كما فى الاضافات . . . بالضّميمة ) ج : مىفرمايد : ازآنجاكه اوصافى مثل زوجيّت ، ملكيّت و مانند آنكه اصالتى در خارج نداشته و جزء ماهيّت محمول عليه ( ذات ) نمىباشد ولى بر محمول عليه ( ذات ) حمل مىشود مثل اينكه گفته مىشود : « زيد زوج » يا « زيد مالك » آنها را خارج محمول گويند يعنى اوصافى كه در خارج تحقّقى نداشته و جزء ماهيّت ذات نيز نبوده ولى حمل بر ذات مىشوند . خلاصه آنكه مقصود از خارج محمول ، ذات موصوف به عرض غير اصيل مىباشد . و ساير اوصاف مثل علم ، سواد و ابيض چون داراى حقيقت خارجى بوده و در